احساس درونی …


بعضی وقت ها یه سری احساس هایی هست که خیلی آدم رو به خودش مشغول می کنه ، از اون احساس هایی که پشت یه اتفاق بد به آدم دست می ده ، معمولا هم چند روزی طول می کشه تا طرف از اون حال و هوا در بیاد … چند هفته پیش دوباره درگیر یه چنین دوره ای شدم … معمولا سعی می کنم یه جوری باشم که کسی نفهمه ولی نمیشه ! بدتر از اون اینکه این احساسا باعث می شن یه چیزایی درست کنم که تا مدت ها اون دوره به خاطرم بیاد …

غرق آهنگ crawling از لینکین پارک بودم که یه دفعه متوجه شدم که چه قدر دوست دارم این آهنگ رو به این قضیه گره بزنم (البته سابقه قبلی هم داشت) … مثل همیشه فتوشاپ و …. این کاری که می بینید … اصلا کار هنری ای نیست ، ولی به هر حال گذاشتمش این جا تا هر کسی خوشش اومد ، برداره …

Discomfort ,endlessly has pulled itself upon me
Distracting/reacting
Against my will I stand beside my own reflection
It’s haunting how I can’t seem…
 

پاسخ ها(۲)

  1. nima گفت:


    in ehsasat kheyli tabiE ye mani jan vali in ke say koni kari bokoni ke kasi nafahme aslan tabiE nist.hadeAghal bara kasaE ke fekr mikonand doostet and khoshayand nist.

  2. vahid گفت:


    in bustane ertebatat injam maro vel nemikone , be … raftim

نظر دهید