این روزها – ۳
یکی از اندک حسن های زندگی دور از خانواده اینه که فاصله بین تصمیم ها و اعمال آدم به صفر می رسه ، دیشب یه دفعه به سرم زد که می خوام برم سینما ، یه تلفن کافی بود که زمانش رو هم بفهمم ، ساعت ۹:۱۵ ، سینما فلسطین ، نمی دونم چرا توهم […]
حافظ و دوران ما
دیشب ، بعد از مدت ها امین اومده بود پیشمون ، وقتی دید آرشیو آهنگ های "داریوش" رو کامل کردم، با ذوق خاصی شروع کرد به تجدید خاطره و از من هم می خواست همراهش باشم ، در بین آهنگ هایی که بهم پیشنهاد می کرد ، آهنگی بود به نام "پند حافظ" که به […]
فیلترینگ ابلهانه
قضیه فیلترینگ تو ایران دیگه داره کم کم به یه طنز تلخ و تاریخی تبدیل می شه، طنزی که مدت ها می تونیم برای بچه ها و نوه هامون نقل کنیم ، بخندیم و بهشون یادآوری کنیم قدر شرایطشون رو بدونن، مطمئنم یه روزی در حالیکه دارن تو persian-d*ting.ir می گردن ، بهشون خواهم گفت: […]
یک تجربه ناب برای من
امروز(چهارشنبه) از اون روزایی بود که به این زودی ها فراموشش نخواهم کرد. چند وقت پیش درگیر پروژه ای شدم که اساسش انتقال صوت رو شبکه ( VoIP ) بود. یک شرکت R&D وابسته به شرکت افراتاب و با همکاری شرکت ما رو این پروژه کار می کردن، وقتی دستگاهشون به صورت آزمایشی ساخته […]
گذشتن از سد بلاگ رولینگ - ۱
چند وقته بعضی از ISP ها مثل Datak بلاگ رولینگ رو فیلتر کردن (خدا می دونه چرا) و در نتیجه برای خیلی از کسایی که از خروجی JavaScript برای نمایش لیست لینکهای بلاگ رولینگشون استفاده می کنن مشکل ایجاد کردن ، چون اگه کاربری بخواد وبلاگ کسی رو ببینه که لیست بلاگ […]
بازگشت …
مسیرهایی که آدم تو زندگیش طی می کنه مثل دالان های تودرتویی می مونه که از اول معلوم نیست به کجا ختم می شن ، اصلا هم معلوم نیست که اگه کسی هم تونست به یه دری تو این دالان ها برسه ، از پس قفل اون در بیاد و بتونه بازش کنه … آدم […]
این روزها – ۲
بازم بدقولی کردم ، به همه ، حتی به خودم … دستم به هیچ کاری نمی ره ، شاید دلیل این همه بدقولی این باشه ، حوصله هیچ کاری رو ندارم، قرار بود مثلا خیلی کارها رو تو این یک هفته انجام بدم ، ولی نکردم، در واقع به غیر از کارهای شرکت ، کار […]
