نکوداشت استاد مرضیه توسلی

پنجشنبه گذشته ، روز بزرگی برای جامعه فرهنگی و علمی شهرستان ساری بود. عصر پنج شنبه ، فرهیختگان علمی شهر دور هم جمع شدند و از زحمات پنجاه ساله استاد مرضیه توسلی ، آموزگار به نام درس شیمی تقدیر کردند.
این برنامه حرکتی خودجوش و کاملا غیر دولتی بود و به نظر من به بهترین و با کیفیت ترین نحو ممکن برگزار شد. انصافا هم این قدر از این مراسم استقبال شد که قابل تصور نبود.
عکس هایی از این مراسم رو روی فلیکر اپلود کردم. مطمئنم خیلی از شاگردهای ایشون که الان تو جاهای مختلف ایران یا کشورهای دیگه هستند با دیدن این عکس ها خاطرات زیادی براشون زنده می شه.
خیلی خوشحالم که اهل شهری هستم که مردمش به جای برپا کردن جشن پیروزی ساختگی فلان گروه یا بهمان حزب اجنبی، از فرهیختگان و زحمتکشانشون تقدیر می کنند، اون هم با هزینه ی خودشون.
آخرین اصلاحات


بهار گفت:
اضافه شده ۵م شهریور ۱۳۸۵ at ۱:۵۰خب صرفاً به نظر من از خانم توصلی به خاطر سابقه ی زیادش می شد تقدیر کرد! ولی کاش مردم شهر ما به جای این که به دنبال فقط این که معلمی هست که کمیت تدریسش خیلی زیاده باشند کمی به کار های کیفی توجه می کردند که اگر کسی قبول نکنه که توی شهر ما چندان بهایی بهش داده نمی شه فکر می کنم احساس ناسیونالیستیش باعث این قضاوتش شده تا حد زیادی! می خوای جوانانی رو مثال بزنم که به هرز می رن تلاش می کنند و شهر ما هیچ گونه تقدیری ازشون نمی کنه! مانی جان با بهتر نشان دادن چیزها حقیقت اون چیز ها بهتر نمیشه!
some one گفت:
اضافه شده ۵م شهریور ۱۳۸۵ at ۲:۵۰khaste nabashid
ناشناس گفت:
اضافه شده ۵م شهریور ۱۳۸۵ at ۱۴:۴۱سلام
نمی دونم من و یادتون میاد یا نه ولی من خوب شما رو به خاطر دارم!امتحان نهایی سال سوم دبیرستان کنار من نشسته بودی!تو مدرسه ی امام صادق..جلوی شما هم یکی نشسته بود فکر کنم اسمش مسکار یا یه چیز تو این مایه ها بود،من هم سمت راست شما.یادش بخیر امتحان ادبیات خیلی تقلب کردیم!!الان هم مهندسی صنایع صنعتی اصفهان می خونم.هم اتاقی نیما رسولی!فکر کنم بشناسیس.یه جور دیگه هم می تونم آدرس بدم که آشنا در بیایم:شما بچه های شهید بهشتی معمولا همتون علی بابایی رو میشناسین،من پسر خالشم!!!به هر خوشحال میشم بیشتر باهم ارتباط داشته باشیم.
مطلب بعد هم اینکه شاید یکی از بهترین استادهایی که داشتم خانم توسلی بود،هیچ وقت رو خودش ،جزوش تعصب نداشت و می گفت همه ی چیزهایی که می گم تو کتاب هست.خانم توسلی برنامه ریزی خیلی خوبی برای سال آخر داشت،از اون استاد هایی هم نبود که دنبال پول واسم و خیلی چیزهای دیگه باشه،شاگرداش بچه هاش بودن و من واقعا مدیونشم..خیلی دلم میخواست تو اون مراسم بودم ولی مشغله کاری..!!
مجتبی اصغری گفت:
اضافه شده ۵م شهریور ۱۳۸۵ at ۱۴:۴۴من همون دست راستت تو امتحان نهاییم!! راستی یادم رفت فرم بال رو پر کنم خواستی یه سر به وبلاگم بزن.
Amir گفت:
اضافه شده ۶م شهریور ۱۳۸۵ at ۲:۴۶مگه شما دبیرستان معلم زن داشتید؟؟
آتبین گفت:
اضافه شده ۶م شهریور ۱۳۸۵ at ۷:۲۵دستت درد نکنه. ولی جالبه که قسمت مشاهده عکس فیلتره!
hani گفت:
اضافه شده ۱۳م شهریور ۱۳۸۵ at ۸:۵۲salam mani jan…khoobi?..man hani vahedi hastam va ettefaghi be webloge to residam…kare bahali anjam midi…matalebet khobe…age mishe mail eto behem bede ke karet daram…rasty sari khosh begzare…kam kam bayad bargardim:D
آرزو گفت:
اضافه شده ۸م مرداد ۱۳۸۶ at ۱۴:۲۴خیلی پر محتوا بود.
مترسک گفت:
اضافه شده ۱۷م دی ۱۳۸۶ at ۱۴:۳۲آره
یادش بخیر ننه …
ولی من هیچ وقت پیشش کلاس نرفتم
+ شکلک : غم
+ حسرت …