متهم

افکارم زیاد برای نوشتن مرتب نیست، مدت ها اینقدر درگیر بودم که حتی وقت خلوت کردن با خودم رو هم نداشتم. بیشتر زمانم رو دیروز به فکر کردن با خودم گذروندم… شاید متهم شم به بهونه گیری … ولی احساس بدی پیدا می کنم ، وقتی تو شرایطی زندگی می کنم که اصلا ازش راضی نیستم، شرایطی که کوچکترین توانایی برای تغییرش ندارم … چند ماهی بود که فکر کردن در مورد این چیزها رو کنار گذاشته بودم … ولی یه درگیری کوچک باعث شد تا کمی روند روزمرگیم به هم بخوره و باز هم غرق بشم تو افکاری که آزارم می ده.

یه چیزی بدجوری اذیتم می کنه … من تو رفتارهای شخصیم کمی خلاف جهت جریان جامعه اطرافم شنا می کنم، ففط کمی … همین رفتارهای نسبتا متفاوت باعث می شه انگشت های اتهام من رو نشونه برن …. این که آدم های کوچیکه این جامعه من رو با معیارهای خودشون متر می کنن ، حالم رو به هم می زنه… آدم هایی که دروغ و دورویی رو زرنگی می دونن … آدم هایی که خودبینی کورشون کرده … خورد می شم وقتی اونها من رو به تظاهر متهم می کنن. این قدر می گن و می گن ، که عزیزترین کسانم رو هم تحت تاثیر قرار می دن … اونوقت آدم هایی که باید تکیه گاه من باشن هم می لرزن …

شاید بزرگترین مشکل رفتاریه من اینه که سعی می کنم به جای مطرح کردن مستقیم مشکلاتم با رفتار آدم های دور و برم ، با رفتارم به اونها نشون بدم که از نظر من چی درسته و چی غلط … بعضی از دوستان نزدیکم به خاطر صبوری بیش از حدم ازم گله می کنن … بهم می گن ، تو وقتی از چیزی آزار می بینی ، درست نیست که تا این حد صبر و تحمل کنی … شاید از نظر خیلی ها ، این یک شعار باشه … ولی بیشتر اوقات ، در مقابل آزار دیگران سکوت می کنم ، چون فکر می کنم شاید حرف زدن ها با اونها باعث بشه ، آزرده بشن …

این نوشته فقط کمی درد دل بود، فقط …

 

 

پاسخ ها(۸)

  1. منیری گفت:


    درست می‌گن مانی جان، تحمل و صبر زیادی تنها ضررش به خودت می‌رسه، در آینده که خیلی جدی‌تر از حالا وارد جامعهِ کاری ایرانی شدی اگر زیادی صبور باشی اوضاعت از اینی که هست هم بدتر می‌شه.


  2. سلام بر روح یک جهان بی روح!
    اتفاقا من فکر می کنم اکثر کسانی که به تو علاقه دارند, به خاطر همین متفاوت بودنته. در مورد هر مشکلی همونطور که هممون می دونیم، صحبت کردن بهترین راه حله. اگر ایمان داری که کارت درسته, نفرین و آفرین مردم باید برات یکی باشه. مسلما ممکنه هضم خیلی از افکار و رفتارت بر هاضمه خرد کثیری از مردم دشوار باشه… اما چیزی که اهمیت داره، درست بودن فکرته.
    زیاده عرضی نیست.

  3. سعید گفت:


    دلم برات تنگ شده!!
    چشم به راهم… اگه میتونی زودتر بیا.


  4. اشتباه می‌کنی٬َ؛ چیزی که اذیتت می‌کنه رو اگه می‌تونی باید ریشه‌شو بزنی!

    اگه دیدی رفتار یکی زیادی می‌ره رو اعصابت مستقیم بهش بگو به فلانت هم نباشه که طرف ناراحت می‌شه؛ احساس آرامش چیزی خیلی مهمیه که براحتی به‌دست نمیاد پس نباید بزاریم به‌راحتی ازمون بگیرنش!

  5. حمید گفت:


    درد مشترک …

  6. پژمان گفت:


    سالهاست که دارم می کشم، شاید بدونی…
    اینجور مسائل تو فرهنگ جامعه ما ریشه داره؛ درست هم نمیشه مگر با تغییر فرهنگ.

  7. mostafa گفت:


    حقیقت رو گفتی (در باره اجتماع) و فکر میکنم راه حل اون هم قاطع و صریح برخورد کردن با اونه فکر نمیکنم اکثر مردم توانائی درک چنین رفتاری رو داشته باشند!!

  8. حسین گفت:


    فقط اومدم بگم به خاطر شاعتتون به شما پلی تکنیکی ها باید تبریک گفت!
    همواره پیروز و پایدار باشید

نظر دهید