یلدای استبداد

چند روزی بود که دلم می خواست منم یلدابازی (+) کنم، دلم می خواست مثل الوان وب ، گناهکار، گزیر و شیدا که از خودشون نوشته بودن و منم رو هم دعوت کرده بودند، بنویسم. از همشون ممنونم، ولی، ولی راستش حوصله نوشتن از خودم رو ندارم.

۱۰ ماه پیش بود که تو جلسه جمعی از وبلاگ نویس ها در حضور دکتر معین، وقتی بحث در مورد فیلترینگ بود، در حضور جمع هشدار دادم که به نظر من راهبرد نهایی حاکمیت برای کنترل محتوای اینترنت برای کاربران داخل کشور استفاده ازWhite List به جای روش فعلی استفاده از Black List هست. یعنی به جای اینکه دیدن هر سایتی مجاز باشه مگر سایت های موجود در لیست سیاه فیلترینگ، دیدن همه سایت ها ممنوعه مگر سایت های موجود در لیست سفید مجازها! اون موقع کسی حرفم رو جدی نگرفت.

دو روز پیش وقتی در جریان طرح مسخره “ساماندهی سامانه های اینترنتی ایران” قرار گرفتم، بغض عجیبی وجودم رو فرا گرفت. اصلا از اینکه پیشبینیم داره درست از آب در می آد، خوشحال نیستم. امروز به خاطر یک مسئله شخصی بغض های فروخفته زیادی رو شکستم… اصلا دلم نمی خواد چنین مسئله ای برای من به یک بغض کهنه تبدیل بشه….

نمی دونم چه جوری کک یه عده ای نمی تونه بگزه وقتی با چنین مسئله ای مواجه می شن، چه جوری می تونن با افتخار از روند پر کردن فرم های اینترنتی این طرح صحبت کنند؟ برای من خیلی جالبه … انگار یکی به آدم زنجیر تعارف کنه برای بستن دست و پا ، نخ و سوزن تعارف کنه برای دوختن دهان و بعد آدم بدون کوچک ترین مخالفتی بپذیره، تازه بعدشم برای یارو چای هم درست کنه بعدشم (…) !

من نمی تونم دلم رو به طراحی ضعیف و اشکالات و کپی برداری های این سایت خوش کنم. نمی تونم … نمی تونم به دست خودم ننگ رو بپذیرم، نمی تونم … برای من پر نکردن این فرم ها کافی نیست… من تمام تلاشم رو برای یه مبارزه سایبر خواهم کرد … مطمئن باشید …

پی نوشت ۱: در حین گشتن مطلبی در وبلاگ “روزمرگی های شهری” دیدم که خیلی به دلم نشست …

من وبلاگم را در هیچ کجا ثبت نمی کنم. من برای نوشتن و بیان آزاد خود از هیچ کس و هیچ مقام حقیقی و حقوقی اجازه نمی گیرم. من به رادیکال ترین شکل ممکن هر پدیده ای را که فکر می کنم نادرست است را نقد می کنم و از هیچ چیز هم در هراس نیستم! البته آنان هم می توانند من را سانسور کنند و سرکوب کنند به زندان بیافکنند. این حق آنان نیست این قدرت آنان است. این جا بحث حق داشتن یا حق نداشتن آنان نیست بحث قدرت مند و زور گو بودن است. اما من به سانسور و سرکوب آنان مشروعیت نمی دهم و به قوانین آنان احترام نمی گذارم که هیچ اعتنایی هم نمی کنم! آنان باید هزینه ی سرکوب و سانسورشان را بپردازند! من با آنان اختلاف نظر ندارم که انتظار احترام متقابل داشته باشم ما با هم تضاد منافع داریم.

متن کامل این نوشته “قیچی کند سانسورچیان و چاقوی تیز نقد ما“…

پی نوشت ۲ : در همین رابطه :

 

پاسخ ها(۱۲)

  1. شاهین گفت:


    خاطرات زیبایی بود البته با همه خاطرات یلدایی فرق می‌کرد
    “من تمام تلاشم رو برای یه مبارزه سایبر خواهم کرد” فکر کنم همه پایه این کار باشند

    آره من هم از بعضی‌ها که همه می‌شناسنش و پیشنهاد داده بریم از خارج کشور وبلاگمان را ثبت کنیم اصلا هم‌چین انتظاری نداشتم

  2. amir گفت:


    اتفاقا خبر رو که شنیدم بلافاصله یاد حرف تو در اون جلسه افتادم و حرف میرزا ÷یکوفسکی که گفت اینا مال این حرفا نیستن ولی حالا معلوم شد که هستن!

  3. مهدی گفت:


    بهتر نیست یه کار جمعیش کنید تا تک نفره و پراکنده
    من نظرم اینه که ۱هفته همه صفحه اصلی وبلاگشون رو تغییر بدن


  4. با سام دوست عزیز!
    ممنون از لطفی که نسبت به نوشته من داشتید! امید وارم موفق باشید!خوشحال شدم که با وبلاگ خوب شما آشنا شدم!

  5. حمید گفت:


    فکر کنم این طرح به جایی نمیرسه. اینکه بی تفاوت باشیم احمقانه است اما اینکه خیلی هم بخواهیم روش وقت بذاریم هم دردی رو دوا نمی کنه


  6. مطلب شما با ذکر منبع در پستى با عنوان “طرح ساماندهی پایگاه‌های اینترنتی ایرانی در یک نگاه” (مجموعه لینک‌هاى جمع‌آورى شده در خصوص طرح ساماندهى پایگاه‌هاى اینترنتى ایرانى) و به آدرس http://www.iranianpep.com/2007/01/samandehi_links.html قرار گرفت.


  7. موفق باشید

  8. محمد گفت:


    مانی عزیزم
    همیشه دغدغه هات برام قابل احترام هستن,چون که میدونم از او دسته جوونایی هستی که برای خودت صاحب نظری و تجزیه و تحلیلت از مسائل خیلی برام جالبه و به پشتکارت واقعا ایمان دارم.
    من نه وبلاگ نویسم نه وب سایت دارم ولی حاضرم تو این راه هر کمکی که از دستم برمیاد برات انجام بدم,رو من حساب کن ;-) آخر سر هم میخوام بهت بگم:
    دل قوی دار,که شب طولانی است!


  9. آقا خلاصه و مفید بگویم :” سایتم را ثبت نمی کنم ، پس هستم !”

  10. زیاد مهم نیست گفت:


    واقعاً خجالت نمی کشین
    به شماها هم می گن وردپرس باز
    سایت پشتیبان ودپرس از سال ۸۴ آپ نشده
    بعد همینجوری می خوان مردم بیان توی وردپرس
    مگه قرار نبود پک کامل وردپرس فارسی رو درست کنید

  11. Masoud گفت:


    سلام
    مطلب رنگ خاکی khaki در زبان انگلیسی و
    بهترین محصولات دیجیتال در سال ۲۰۰۶ را بخوانید.
    لطفا نظر خود را هم بنویسید:
    http://www.khour.ir/digital

  12. نبی گفت:


    سلام ،
    شما که خودت گفتید این طرح اولیه از شما بود. پس چرا ناراحت شدید؟!
    ناراحت پیاده شدن این طرح شدید یا ناراحت اینکه طرحتون رو دزدیدن ؟!!!
    پ.ن: ضمنا خوشحال میشم باتون تبادل لینک داشته باشم.
    نبی

     مانی: من نگفتم طرح اولیه ماله من بود، من اصولا از مدافعان جریان آزاد اطلاعات هستم. من تو اون جلسه “هشدار” دادم که نباید بگذاریم روند فعلی فیلترینگ به اونجا ختم بشه.همین.

نظر دهید