این روزها - فرصتی برای نوشتن

“فرصت ندارم” ، “گرفتارم” و “درگیرم” از اون واژه هایی که اگه از کسی بشنوم، معمولا می گذارم به حساب کلاس گذاشتن طرف، واسه همین دوست ندارم از این واژه ها برای توصیف اوضاع این چند روز گذشته (بعد کنکور) استفاده کنم.خودم هم اصلا انتظار چنین روزهایی رو نداشتم.

کنکورارشد فعلا گذشت، پرونده اش شنبه بسته شد.برای من فقط گذشتنش مهم بود، نه نتیجه اش، نمی دونم چرا همچین حسی داشتم تو این چند ماه، مخصوصا اینکه این بی تفاوتی می تونست روی تلاشم تاثیر بگذاره (شاید هم گذاشته) و یک سال دیگه هم درگیرم کنه (که شاید هم بکنه).

پنجشنبه شب گذشته (شب کنکور ارشد) اتقاق خوبی افتاد که هرچند قابل پیش بینی بود، ولی به هرحال روند زندگیم رو به کل تغییر داد. تیم ما امسال هم تصمیم داشت برای پذیرفته شدن (Qualification) در لیگ روبات های سایز کوچک مسابقات روبوکاپ ۲۰۰۷ تلاش کنه. مشکل اصلی این بود که بیشتر اعضای تیم امسال کنکور ارشد داشتند و جمع کردن تیم برای کار نهایی و آماده کردن مستندات و ویدئو ها در فاصله زمانی ۳ هقته قبل از کنکور تقریبا غیر ممکن بود.تصمیم بر این شد هر کسی حداکثر زمانی رو که می تونه بگذاره و بچه هایی که درگیر کنکور نیستند، کار اصلی رو انجام بدند. من خودم تقریبا ۳-۴ روز تمام درگیر این کار بودم و شب نهایی هم تا صبح بیدار بودیم (البته من توی خونه بودم) تا مستندات و ویدئوها رو آماده کنیم.نتیجه کار بسیار رضایت بخش بود. ولی چون می ترسیدم مورد ملامت قرار بگیرم که چرا ۲ هفته مونده به کنکور این کارها رو انجام دادم، موضوع رو خصوصی نگه داشتم و مخصوصا به خانواده هیچی نگفتم.

لیست تیم های پذیرفته شده قرار بود اول مارچ اعلام بشه، از اونجایی که سال گذشته، خیلی زمان بندی ها رعایت نشده بود و شاید هم چون شب کنکور بود، هیچ کدوم از بچه ها حواسشون نبود که قراره نتایج نهایی اعلام بشه، من از صبح پنجشنبه تقریبا هر ساعت یک بار ای-میل ها رو چک می کردم. ساعت یازده و نیم شب بود که نتایج اعلام شد. یه ربع بعد همه می دونستند. احساس جالبی بود، پارسال دو ماه و نیم طول کشید تا پذیرفته بشیم، ولی امسال تونسته بودیم به راحتی جزو ۱۵ تیم پذیرفته شده باشیم.

از شنبه بعد از ظهر به بعد، کاملا درگیر همین موضوع بودم. بدون استراحت و تقریبا هر روز تو جلسات مختلف هماهنگی شرکت می کردیم. احساس می کنم هممون خیلی با تجربه و هماهنگ شدیم. مشکل همیشگی تو این جور کارها، بودجه است، البته ویزای آمریکا گرفتن هم یه مشکل بزرگ دیگه است. سه شنبه گذشته، بار رئیس دانشگاه جلسه داشتیم. دکتر رهایی خیلی باز و منطقی برخورد کرد، جمله آخرش این بود : “شما فقط کارتون رو بکنید، نگران هیچ چیز نباشید”. من که خیلی امیدوار شدم! از طرف دانشکده هم خیلی خوب برخورد شد با ما. چون پارسال رو هم دیده بودیم، برخوردهای امسال خیلی دلگرم کننده به نظر می آن.

در ضمن امسال تیممون تقویت هم شده، مهمترین تغییر شاید، اضافه شدن علیرضا، یکی از اعضای تیم Sharif CESR هست که امسال قراره با هم کار کنیم. چون من و ایشون قراره با هم همکاری کنیم، خیلی خوشحالم.

تو این چند روز گذشته، به قول مهدی خان، دچار عشق خانمانسوز شده بودم. هر اتفاقی رو دوست داشتم بلاگ کنم، ولی متاسفانه هر شب اینقدر خسته می شدم که جز خوابیدن به هیچ چیز فکر نمی کردم.

چند روزی هست که این وبلاگ وارد سال سوم زندگیش شده، شاید باورش سخت باشه، ولی این وبلاگ و به طور کلی شخصیت مجازی مانی ، خیلی خیلی توی زندگیم تاثیر گذاشته، اینجا ، جایی بوده که خیلی وقتها بهش پناه آوردم. دوستان عزیزی که از طریق این وبلاگ باهاشون آشنا شدم، برام خیلی ارزشمندند. کلا روز اولی که فکر این کار به سرم زد، هیچ وقت تصور هم نمی کردم که اینقدر تاثیر گذار باشه توی زندگیم. به زودی مطلبی رو در مورد دو سال گذشته می نویسم.

این قدر از کارهایی که باید برای وردپرس انجام بشه و پلاگ-اینش نوشتم و انجام نشده که خجالت می کشم چیز دیگه ای بگم. دو روز آینده فرصت خوبیه که همه چیز رو جمع و جور کنم.

 

پاسخ ها(۱۶)

  1. نیما رسولی گفت:


    بهتون تبریک می گم که جزو ۱۵ تیم شدین (حالا نمی دونم که اصلاً تبریک گفتن داره یا نه) و امیدوارم که مشکل ویزاتون هم حل بشه. خیلی دوست دارم که توی مسابقه یه چیزی هم بشین مثلاً اول!

  2. نیما رسولی گفت:


    پیشنهاد:
    توی همین وبلاگت تاریخی که برای کامنت ها گذاشته میشه اینجوریه: “اضافه شده پنجشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۸۵ at ۲۰:۴۵”
    اگه “at” آخرش رو برداری یا یه بلای دیگه سرش بیاری فکر میکنم بهتر باشه.


  3. امیدوارم که کنکور ارشد فقط نگذشته باشه، و شما رتبه خوبی توش بیارین.

    خیلی خوشحال شدم که خبر انتخاب تیم شما رو در مسابقات ربوکاپ شنیدم. امیدوارم که خبر مقام آوردنتون رو هم بشنوم.

    تولد وبلاگتون هم مبارک. از زحماتی هم که برای وردپرس می کشید سپاسگزارم.


  4. مرسی از تجربتون … من هم تا یکی دو سال پیش معتقد بودم کنکور که دیگه کشکه و … ولی الان(با با چیزهایی که از سایرین میبینم) بیشتر ازش میترسم تا …
    راستی دیدین که فرزانگان رو هم واسه اسمال Qualify کردن!نمیدونم درواقع جریان این تیم و ماهیت و اصلا وجودشو میدونین یا نه … ولی بهرحال من شخصا شرمندم که دبیرستانی بخواد SmallSize تیم بده P: .. البته چون هیچ کدوم از ماها کار کردن واسه Small رو قبول نکردیم این تیم الان ۱ نفره که اون یه نفر هم …
    راستی،امیدوارم امسال در نهایت خوش شانسی!! بهتون “ویزا” بدن … آتلانتا و …
    موفق باشین.

  5. آتبین گفت:


    انشا الله قهرمانی!


  6. با سلام به شما دوست عزیز
    بسیار سایت جالبی دارید
    و آرزوی موفقیت برای شما دارم
    لینک شما به وبلاگ من اضافه شد


  7. سلام دوست عزیز اگه دوست داری تبادل لینک کنی یه پیام تو وبلاگم بزار


  8. واقعاً خسته نباشید میگم .
    بهت تبریک میگم و امیدوارم همیشه شماره یک باشی.

    پ.ن۱: راستی خیلی خیلی وقت پیشا یه ایمیل برات فرستاده بودم که جواب ندادی شاید به دستت نرسیده.
    پ.ن۲: نفهمیدم کی بلاگم رو تو لیستت گذاشتی. خیلی تشکرات …! منم الان اضافه میکنم.


  9. خیلی خوشحال شدم از شنیدن اینا. زندگی در همون روالی که تو دوست داری داره پیش میره.


  10. مانی جان سال نو را بهتون تبریک میگم و امیدوارم سالی پر از شادی داشته باشید .


  11. سلام مانی عزیز
    نوروز، پرترانه‌ترین هنگامه‌ی سال است … این موسم پرترانه را از صمیم قلب و ژرفای دل تبریک گفته و از پروردگار مهربان می‌خواهم تا طنین این ترانه‌ی هوش‌ربا را تا پایان سال در گوش و جانت، تر و تازه نگه‌ دارد.
    نوشخند بهار ۸۶ تا پایان زمستان همراه تو و همه‌ی آنانی باد که بیشتر دوستشان داری


  12. سلام، سال نو رو تبریک میگم. موفق باشید.


  13. ممنون، بله متوجه شدم که سرتون خیلی شلوغه برای همین جسارت کردم خودم آستین بالا زدم. همین که با مشغله زیاد درخواست منو رد نکردید کلی برام ارزش داره. :)


  14. راستی جرا ابقدر سایتتان دیربالا میاد


  15. ازمخالفت نهراسید
    بادبادک فقط وقتی میتواند بالارود که
    با باد مخالف مواجه شود


  16. قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشکال

نظر دهید