هوای خانه چه دلگیر می شود گاهی …
پیش گفتار : خواهش می کنم اگر تصمیم گرفتید این نوشته نسبتا بلند رو بخونید اون رو تا آخر مطالعه کنید.
خیلی بده وقتی بهت ثابت می شه تو کشورت پشیزی ارزش نداری، خیلی بده درست تو اون لحظه ای که فکر می کنی همه کارهات رو به راهه دوباره با کوهی از مشکلات مزخرف رو به رو بشی …
چند روزی صبر کردم تا در مورد اتفاقاتی که هفته گذشته برای من و بقیه بچه های تیم پیش اومد بنویسم، دلم نمی خواست تو عصبانیت و با احساسات بنویسم، شاید هم کمی به آرامش احتیاج داشتم.
امسال برای اینکه مشکلات بهار پارسال برای گرفتن ویزا و خروج از کشور برامون پیش نیاد، تصمیم گرفتیم قبل از عید حتما نامه های ضمانت دانشگاه رو از پروسه اداری دانشگاه بیرون بیاریم تا بتونیم کارهای نظام وظیفه رو توی عید انجام بدیم و قبل از پایان فروردین برای مراجعه به سفارت آمریکا به آنکارا بریم. (دلیل سفر)
بوروکراسی وحشتناکی حاکمه. تقریبا ۲ هفته طول کشید تا نامه های ضمانت دانشگاه رو از دانشگاه بیرون بیاریم. همه ی کسایی که مشمول بودن، یک چک ۵ میلیون تومنی ضمانت از بهار پارسال توی دانشگاه داشتن. چند روزی طول کشید تا تونستیم معاونت دانشجویی دانشگاه رو تو تعطیلات گاه و بی گاه آخر سال پیدا کنیم. ناگهان گفتن قانون عوض شده و باید چک ۱۵ میلیونی بیارید، به هر بدبختی بود هر ۸ نفرمون چک ها رو به دانشگاه رسوندیم. نامه های ضمانتمون ساعت شش و نیم بعد از ظهر آخرین روز کاری سال ۱۳۸۵ از دانشگاه اومد بیرون! طبق این نامه ها دانشگاه صنعتی امیرکبیر، بر اساس چک هایی که از ما داشت( ۵+ ۱۵ میلیون تومن) بازگشت ما رو به ایران برای اداره نظام وظیفه تضمین می کرد. روال کار بر اساس روندی که پارسال طی کردیم این بود که این نامه ها رو می بریم اداره نظام وظیفه و اونها ما رو برای دریافت مهر خروج موقت و مدت دار (تا ۱۵ اردیبهشت) به اداره گذرنامه معرفی می کنند.
۶ ام فروردین به هر بدبختی بود برگشتم تهران و به همراه بچه ها ساعت ۹ صبح اداره نظام وظیفه بودیم. نمی تونم توصیف کنم که با چه برخوردی مواجه شدیم. اداره نظام وظیفه قوانین رو تغییر داده بود می گفت ضمانت دانشگاه و حتی وزارت علوم رو هم قبول نداره و باید ۱۵ میلبون تومان برای هر نفر پول نقد وثیقه بگذارید! می گفتن حتی دانشجویان کارشناسی جز برای زیارت دیگه حق خروج از کشور رو ندارن!! کی می خواست حالا درباره روبوکاپ توضیح بده (البته در مقابل مشکل اول چندان مهم نبود) ! ترجیح دادیم بریم وزارت علوم.
برخورد کارکنان ساختمان مرکزی وزارت علوم - که توی شهرک غرب هست - منطقی تر و با احترام فوق العاده (بر خلاف اداره نظام وظیفه) بود. اونجا تونستیم هر کدومون روی ضمانت نامه دانشگاه یک ضمانت نامه رسمی هم از خود وزارت علوم بگیریم :

متاسفانه اون روز دیگه آخرهای ساعت اداری بود و دبیرخونه وزارت علوم خالی.صبح ۷ ام فروردین ، اول وقت رفتیم وزارت علوم و بعد از حدود ۲، ۳ ساعت تونستیم نامه ها رو در بیاریم. دوباره رفتیم نظام وظیفه، تصمیم گرفتیم برای حل مشکل با خود سرهنگ ص -معاون اونجا - صحبت کنیم. دیروزش امیر سعی کرده بود راضیش کنه ولی اون روز مدارک وزارت علوم رو نداشتیم. نیم ساعتی طول کشید تا اجازه ملاقات رو دادن. من صحبت می کردم، تو تمام طول مکالممون ایشون به ما نگاه نکردن و همش با موبایلشون ور می رفتن. من براشون توضیح دادم که ما ۱۸ ماهه داریم کار می کنیم، لیگی که شرکت می کنیم ، ساخته و نه شبیه سازی و کلی تا حالا هزینه کردیم، گفتم برای ماها تو این فرصت کم و با این شرایط مالی امکان تهیه ۱۵ میلیون پول نقد برای وثیقه وجود نداره. همه این حرف ها رو شمرده و منطقی و با لحنی آروم گفتم. جواب ایشون اینقدر برامون سنگین بود و اینقدر بهمون برخورد که بدون اصرار بیشتر اونجا رو ترک کردیم. به ما گفتن :
دیروز که به اون رفیقتون هم گفته بودم … ترکی که صحبت نکردم باهاش … نمیشه! … اگه شخص وزیر علوم هم ضمانت کنه نمیشه! ما داریم لطف می کنیم که می گذاریم با وثیقه برید … شما ریشتون گروی ماست … باید پول نقد بگذارید … آپولو که هوا نمی کنید … می خواید برید سیاحت … پول ندارید، نرید …
انگار آب سرد ریخته باشن روم … اگر به نمایندگی یه عده اونجا نبودم ، هیچ وقت سکوت نمی کردم …
تنها تخفیفی که به ما داده شد این بود که به جای ۱۵ میلیون تومان پول نقد، ۵ میلیون تومنش نقد باشه و ۱۰ میلیون تومن چک ضمانت در وجه نظام وظیفه … ۵ میلیونی که دست کم من امیدی به تهیه اش ندارم …
اداره نظام وظیفه مثل یک کشور جدا توی ایران می مونه … برای خودش قانون وضع می کنه ، اطلاع رسانی نمی کنه … قوانین رو تغییر می ده و در آخر شخصیت آدم رو له می کنه…
جالبه در آخر به وب-سایت اداره نظام وظیفه هم اشاره کنم. فکر می کنم بیشتر از یک ساله که به روز نشده، اطلاعات به درد بخوری توش نیست، هر چی هست یه سری فایل ورد هست که HTML شدن. چیزی که خیلی برای من سنگین بود تو این وب سایت، سخنان معاونت نظام وظیفه ناجا (سردار کارگر) در این وب-سایت بود :
عرض ام این است که معاونت وظیفه عمومی نیروی جمهوری اسلامی ایران متعلق به همه عزیزان، خانواده ها و جوانان هست بهرحال ما در خدمت عزیزان هستیم خواهش امان این است که عزیزان حتماً با ما ارتباط داشته باشند مراجعه کنند به دفترچه راهنمای خدمت وظیفه عمومی و اگر سوالاتی داشتند از دفتر اطلاع رسانی و ارتباطات مردمی ما سئوال کنند. مساله این است که ما در همان دفترچه اعلام کردیم که عزیزان می توانند به همان کتابفروشیهای حقوقی مراجعه کنند قوانین و آیین نامه های وظیفه عمومی، آیین نامه های پزشکی را مطالعه کنند و بتوانند آن چیزی که حق ایشان است از ما درخواست کنند و ما وظیفه امان این است که بهرحال حق اینها را برایشان محقق کنیم و اگر اشکالی باشد رفع کنیم.
از حرف تا عمل چه قدر فاصله زیاده … بله اینجا ایرانه …
به روز رسانی ۱ : پنج شنبه گذشته تونستم به کمک مادرم ۵ میلیون تومن رو جور کنم و امروز تونستم ضمانت نامه بانکی رو از بانک سامان به ازای پول نقد بگیرم. نمی تونم توصیف کنم چقدر آدم های با شعور و فهمیده ای تو این بانک کار می کنند. وقتی پنج شنبه مشکل رو باهاشون در میون گذاشتم. قول دادند کار ۴ روزه رو یک روزه برام انجام بدند که بیشتر عقب نیفته کارها. در کمتر از ۳ ساعت این کارها رو برام انجام دادند. (شنبه ۱۸ فروردین)
به روز رسانی ۲ : هنوز هیچ چیز در مورد احتمال رفتنمون مشخص نیست. هنوز پول خیلی ها جور نشده.
آخرین اصلاحات


amir گفت:
اضافه شده ۱۴م فروردین ۱۳۸۶ at ۱۵:۱۲- اصولا خود خدمت نظام وظیفه چیز بی معنی ای هست. چرا جوونا باید بهترین سالهای عمرشون برای یک عده آدم به درد نخور بیگاری بکشن؟ چطور نظان پهلوی همه چیزش نجس بوده پس اینم روش.
- اصولا چرا باید برای خارج شدن از کشور به کسی ضمانت داد؟ نمی شود جهنم ساخت بعد از مردم خواست در آن بمانند و بسوزند.
- ۲ نکته بالا در حالت کلی بود. حالا شما که برای کار علمی دارید میرید که اگر موفقیت کسب کنید به عنوات موفقیت نخبگان جمهوری اسلامی تبلیغ خواهد شد، همکاری نکردن خیلی احمقانه اس.
- علاوه بر مشکلات سیستمی، عقده های شخصی افراد مثل همان آقای ص را نباید از نظر دور داشت.
نیما گفت:
اضافه شده ۱۴م فروردین ۱۳۸۶ at ۱۵:۴۰در مورد این قانون مسخره من یادمه که بعد از تصویب، رئیس دانشگاه تبریز به این قانون اعتراض کرد و بعد اعلام شد که این قانون برداشته شد. ولی من فکر میکنم که اگه شماها از یه مقام بالاتر پیگیری کنین حتما نتیجه میگیرین…
حمید گفت:
اضافه شده ۱۵م فروردین ۱۳۸۶ at ۰:۱۹جداً متأسفم مانی جان! خیلی ناراحت شدم! باز هم نمی تونید نتیجه ی زحماتتون رو توی مسابقات معتبر جهانی ببینید. جداً که حال بهم زنه! برید سراغ مسئولین دانشگاه و شلوغ کنید. بالاخره این مسئولین مزخرف دانشگاه باید یه کاری برای دانشجو بکنند. فقط تخریب اماکن دانشجویی و فشار به دانشجو رو بلدند. کثافتا
هادی گفت:
اضافه شده ۱۵م فروردین ۱۳۸۶ at ۳:۵۰واقعاً از خوندن این مطلب متاسف شدم!… این برخوردها با شما شرم آور و ناراحت کننده و ناامیدکننده بود.
متاسفانه بیشتر اوقات هم کسانی در چنین مناصبی قرار میگیرند که حداقل شعور و درک از وظیفه و مسولیتشون رو ندارند… درسته، اینجا ایرانه!
اما خواهش می کنم ناامبد نشید و پی گیر قضیه باشید!
امیدوارم که موفق باشید.
پژوهنده گفت:
اضافه شده ۱۵م فروردین ۱۳۸۶ at ۶:۴۴حالا تا کی فرصت دارین؟ الان دیگه هیچ راهی نیست؟
shahin گفت:
اضافه شده ۱۵م فروردین ۱۳۸۶ at ۱۰:۳۹اسم نظام وظیفه را که بردی فهمیدم میخواهی از چی بنویسی، نامردی هم نکردم همهاش را خواندم و باهات کاملا همدردی میکنم، کاش میشد یک کاریاش کرد، البته من یکی از دوستان را میشناختم که برای زیارت آمد از ایران بیرون و پول هم نگذاشت چون که پدر یکی از بچهها که ارتشی بود سفارشش را کرده بود.
به نظر من هم شما نمیبایست بگویید برای مسابقات میروید، میرفتید زیارت سوریه از آنور هم یک سر به روبوکاپ میزدید مگر نمیشد ؟
وقتی که چیزی جر آپولو و زیارت را به رسمیت نمیشناسند راه بهتری پیشنهاد میدهی ؟
واقعا متاسفم برایتان، ولی تنها راهی که مانده اینه که بروید و آن ۵ میلیون را از امیرکبیر در بیاورید بدین به اینها یا این که یکی را به نمایندگیاتان بفرستید، البته نمیدانم میشه اصلا یا نه (از نظر کارهای فنیاش میگم) که مشکل نداشته باشه
یا از بند پ استفاده کنی
کاش همه یک جوری بفهمند که همه راهها به نظام وظیفه ختم میشود و بهتر از آنجا شروع کنند، من که به همه همین توصیه را میکنم
ناشناس گفت:
اضافه شده ۱۵م فروردین ۱۳۸۶ at ۱۱:۱۵می شنیدم فحش و خر می راندم
رب یسر زیر لب می خواندم
هر زمان می گفتم از درد درون
اهد قومی انّهـم لایـعـلـمـون
ناشناس گفت:
اضافه شده ۱۵م فروردین ۱۳۸۶ at ۱۱:۲۵واقعا متاسف شدم.
البته به قول دوستمون جمهوری اسلامیه و انتظاری نمیشه ازش داشت…
اما با سر و صدا کردن میشه یه کم به خودشون آورد…
حسین گفت:
اضافه شده ۱۵م فروردین ۱۳۸۶ at ۱۱:۳۷سلام . خیلی ناراحت شدم . البته این دردها دیگه برای مردمان این کشور عادی شده .
اما حیفه ولش کنید . یه جوری خودتونو به مسابقات برسونید . چون مطمئنا مقام های خوبی میارین . براتون آرزوی موفقیت میکنم .
یک دانشجوی دانشگاه آزاد قزوین
مهرداد گفت:
اضافه شده ۱۵م فروردین ۱۳۸۶ at ۱۱:۳۹کاملا درکت میکنم
منم میخواستم برای سفر حج اقدام کنم نشد که نشد
میگفتن مشمولین اصلا حق خروج از کشور رو ندارن مگر برای زیارت که اون هم ۱۵ میلیون تومن نقد باید بریزی به حساب نظام وظیفه !!
nimnab گفت:
اضافه شده ۱۵م فروردین ۱۳۸۶ at ۱۱:۴۲خب راست می گند دیگه.چه معنی میده چند تا جوون عزب برند دیار کفر چشمو گوششون باز شه؟اصلا من نمی دونم کجای دین ما به روبوتیک سفارش شده؟یه حدیث بیار برو!!!
ولی جدای شوخی مانی جان غصه نخور حل میشه.یه پارتی جور می شد حل بود.من خودم با پارتی اینجا معاف شدم!!نشد شولوغ می کنیم.نهایتا پولو جور می کنیم…
به قول کیارستمی زیر سانسور فیلم خوب ساختن هنره!!!
امیر گفت:
اضافه شده ۱۵م فروردین ۱۳۸۶ at ۱۵:۴۷سلام
مطالب قبلی مرتبط با این موضوع رو هم خوندم
واقعا متاسفم برای این مسئولین
فکر میکنن کی هستن آخه
دارن واسه چی پول میریزن تو حلقومشون؟ که اینطوری بزنن تو سر استعداد جوونا؟
دعا میکنم کارتون زودتر ردیف شه
UnderLine گفت:
اضافه شده ۱۵م فروردین ۱۳۸۶ at ۲۲:۱۷مانی جان الان که این پستت را میخونم واقعا” خیلی ناراحت شدم ولی یک سوال ، یعنی الان دیگر هیچ راهی نیست ؟ فرصت دارید که ضمانت بزارید یا اینکه نه ؟
در مورد اینکه نظام وظیفه یک کشور جداست منم باهات موافق هستم چون موقع ای که من برای ثبت نام دانشگاه رفتم گفته بودن باید کارت پایان خدمت داشته باشی اگر ندارید نظام وظیفه اونجا هم میگفتن دفترچه بفرستین برین خدمت حالا من هی میگفتم آقا من مشمول نشدم ! نمیفهمیدن خلاصه یک هفته بعد قانون لغو شد !
ناشناس گفت:
اضافه شده ۱۶م فروردین ۱۳۸۶ at ۱:۳۲حیف شماها که توو اون خراب شده ایران دارین زندگی میکنین … هرجای دنیا که بودین روی سرشون میزاشتنتون .
...... گفت:
اضافه شده ۱۷م فروردین ۱۳۸۶ at ۰:۵۶سلام
واقعا متاسفم که نتونستید از زحماتتون ، اونطوری که باید استفاده کنید . و آرزو میکنم در فرصتی که پیش رو دارید بتونید مشکلات را حل کنید . ای کاش برای همچین مواقعی یه حرکتی شروع میشد و بطور مثال میشد پول وصیغه را جور کرد . من در حد خودم میتونم پولی را بزارم برای قسمتی از وصیغه . اگر واقعا بخواهیم کاری کنیم ، میشه . فقط باید به هم اعتماد کنیم . نمیدونم دیگه کسی حاضر هست همچین کاری کنه یا ….. .
جای نفرین تاریکی ، شمعی روشن کنیم .
researcher گفت:
اضافه شده ۱۸م فروردین ۱۳۸۶ at ۲:۰۶سلام
منم واقعا متاسفم.امیدوارم یه راهی پیدا بشه.
شاید بتونید پول رو از دانشگاه بگیرید و در عوض مبلغ چک هاتون رو زیاد کنید.
شایدم نظام وظیفه قبول کنه به جای پول، سندی چیزی گرو بگذارید.
به هر حال امیدتون رو از دست ندید.خدا بزرگه:)
Silence گفت:
اضافه شده ۱۹م فروردین ۱۳۸۶ at ۲۱:۰۲…
واقعاً…
کاری نمیشه کرد…فقط حرص خوردن…
من جای شما بودم چنان جنجالی به پا می کردم که…(البته در اون صورت شاید باید قید رفتن رو بزنید و همچنین قید چیز های دیگری رو…)
… از کشیده شدن چنین مسائلی به مطبوعات و رسانه های ارتباط جمعی واهمه دارن…
می تونید به President بگید…ایشون که دست و دلباز هستند…از ذخایر ارزی این همه بذل و بخشش کردند…شاید کاری کردند…
…
دلارام گفت:
اضافه شده ۲۱م فروردین ۱۳۸۶ at ۱۷:۳۲من دختری هستم با سن وسال کمی که وقتی اسم شما را دیدم یاد چیزی افتادم که میخواهم شما هم بدانید اجازه میدهید که من موضوع خودم را به شما بگویم
مجتبی گفت:
اضافه شده ۲۳م فروردین ۱۳۸۶ at ۱:۲۴واقعا متاسفم،وقتی داشتم می خوندم گریم میگرفت، چون درکش میکنم ،من عضو تیم فرمول دانشگاه صنعتی اصفهان هستم(http://automotive.iut.ac.ir/fsae).به جرات میتونم بگم ۹۰ درصد وقتمون صرف سر وکله زدن با آدمهایی میشه که.. واقعا بعضی وقتها که دستم به جایی نمی رسه دلم می خواد گریه بکنم،سرم و بکوبونم به دیوار! حتی از استادمون وقتی می شنویم” شما نمیتونید پس حق ندارید پول حروم کنید” آدم دیوونه میشه، وقتی نامه ی نظام وظیفه مون تو این مسیر اداری گم میشه، وقتی با هزار بدبختی ۱۰ میلیون پول می آد برامون ولی میره تو حساب دانشگاه، وقتی برای کارهامون نفری ۱۰۰ تومن وام میگیریم که بتونیم، وقتی..نمی دونم چی بگم،منتظر اون روزیم که تموم شه اون وقت واقعا چشم انتظار دیدن کساییم که خودشونو شریک این موفقیت میدونن، اون وقت بهشون نشون میدم که این موفقیت نه مال کشورمه نه دانشگاهم،این افتخار برای تیم ماست که شبانه روز کار کردند،فقط به امید روزی که..ببخشید،منم خیلی دلم پر بود،واقعا درک می کنم که چقدر سخته
نیما گفت:
اضافه شده ۳م اردیبهشت ۱۳۸۶ at ۸:۴۸سلام مانی جان، واقعا شوک زده شدم! یعنی بعضی وقتها فکر میکنم ما چرا اصلا تو این مملکت بدنیا اومدیم و زندگی می کنیم! با این کارها احساس میکنم که تو این مملکت غریب ام چون هیچ چیزی اونجوری که باید باشه نیست!
واقعا من اگه جای تو بودم و سرهنگ ص که گفتی با من اینطوری صحبت میکرد با اون وضع تحقیرانه مطمئنا الان زندان بودم!
نصیر مزروعی گفت:
اضافه شده ۳م اردیبهشت ۱۳۸۶ at ۱۶:۱۱سلام
ما هم تو لیگ جونیور (iran open 2007)دوم شدیم و حالا باس بریم آمریکا(ATLANTA 2007)هدس میزنی با کدوم کشور بیشتر مشکل داریم؟؟ بله درسته میهن عزیز خودمون!حالا باز خوبه شما با نظام وظیفه دگیر هستید ما که با از آموزش پروش اجازه ی خروج از ایران رو بگیریم!! من که چشمم آب نمی خوره که بتونیم کاری کنیم. اگه بتونی راهی جلوی پام بذاری ممنون می شم.ضمنا هوای این خانه همیشه دلگیره عزیزم
حسین گفت:
اضافه شده ۶م اردیبهشت ۱۳۸۶ at ۱۹:۲۹سلام. خسته نباشی. من از تیم نکسوس دانشگاه فردوسی هستم. ما هم میخواهیم برویم آتلانتا لیگ شبیه سازی. میشه باهام یه تماسی بگیرید. شماره من *** حذف *** هست. اگه ممکنه شما هم شمارتون رو میل کنید. من یه سری سوال از شما دارم.
ممنون.
آرمین گفت:
اضافه شده ۸م اردیبهشت ۱۳۸۶ at ۱۲:۰۵واقعا متاسفم.
3canc گفت:
اضافه شده ۸م اردیبهشت ۱۳۸۶ at ۲۰:۱۷با عرض سلام و خسته نباشید
من تازه یک سایت وردپرس راه انداخنم و میخواستم بونم شما قادر به طراحی سایت من شبی این قالب وبلاگم هستید؟
http://www.3canc.blogfa.com
اگه پولی هم باشه مهم نیست
منتظر جواب شما هستم
در http://www.3canc.blogfa.com
ناشناس گفت:
اضافه شده ۹م اردیبهشت ۱۳۸۶ at ۱۷:۵۳می خواید برید سیاحت پولتونو اونا باید بدن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
sms اسم مجازی!!!!!!!! گفت:
اضافه شده ۹م اردیبهشت ۱۳۸۶ at ۱۷:۵۹ناراحت شدم وقتی فهمیدم نذاشتن آپولو هوا کنین!!!!!!!!!!!!!!
من هنوز پستت و نخوندم
این مسئولین و باید دی تیکه کنی آقا مانی باید عادت کنیییییی
برات متاسفم ای دل ساده
sms اسم مجازی!!!!!!!! گفت:
اضافه شده ۹م اردیبهشت ۱۳۸۶ at ۱۸:۰۴فکر می کنم مسابقات طراحی ماشین با انرژی خورشیدی هم خودشون پولشون و دادن باید عادت کنید
من پستتو نخوندم
سروش اسدزاده گفت:
اضافه شده ۱۳م اردیبهشت ۱۳۸۶ at ۱۵:۵۱سلام
اومدم اینجا که نسخه جدید پلاگین را بردارم و مطلبت را خوندم.
واقعا متاسف شدم از همه چیز. امیدوارم که کارهاتون جور شده باشه.
شاد باشید
ناشناس گفت:
اضافه شده ۱۶م اردیبهشت ۱۳۸۶ at ۱۲:۴۱آقای منجمی! دیر شده است، طفل انتظار پیر شده است، دل صبر ازاین شیوه سیر شده است. اگر ایران است، اگر ایمان است، اگر کرامت انسان است، اگر خرد و برهان است، اگر عشق و عرفان است همه دستخوش تاراج و طوفان است.
محسن سیدین گفت:
اضافه شده ۱۷م اردیبهشت ۱۳۸۶ at ۱۷:۰۷پلی تکنیک را دریابید!
Sam گفت:
اضافه شده ۲۰م اردیبهشت ۱۳۸۶ at ۱۵:۳۳من هم خوندم و متاستف شدم
ولی باید همچین اتفاقی بیفته تا به خودتون بیایید
اطرافتون رو نگاه کنید ، پره از این اتفاقا ، حتی خیلی از این بدتر
پس یه فکری بکنید و بعد برید جلو
CSharpBlog Team گفت:
اضافه شده ۲۲م اردیبهشت ۱۳۸۶ at ۰:۵۴واقعا متاسفم. برای شما برای دوستاتون و برای خودم!!!
امیدوارم که دلسرد نشید و ادامه بدید. با آرزوی موفقیت در کارتان.
بابک گفت:
اضافه شده ۲۳م اردیبهشت ۱۳۸۶ at ۲۰:۴۸قابل شمارو نداشت
نمیدونم آلبوم رو کامل گوش دادی یا نه. برام جالبه نظرت رو بدونم. 
Mohammad Reza Ranjkar گفت:
اضافه شده ۲۹م اردیبهشت ۱۳۸۶ at ۸:۴۵واقعا متاسفم . البته دلیل تاسفم این هست که چرا باید طرف حساب مااینا باشن ؟ کاش نظام وظیفه ام مثل بانک های خصوصی . خصوصی میشد اون موقع فرقش میشد مثل رفتار کارمندان بانک ملی یا سپه نسبت به بانک پارسیان یا سامان.دلم پره ولی خیلی ف ی ل ت ر میکنم حرفامو شاید ۱ روزی بایگانی این وبلاگ در آینده که زیادم دور نیست ۵ ترم تو نظام وظیفه باعث ………… برای من بشه بلاخره اینجا ایرانه که پره از جونای سینه چاک که امثالشون را زیاد دیدید تا حالا…
براتون آرزو میکنم که موفق باشید و اگه ۱ روزی احساس کردید که میتونید دوریه خونوادتونو تحمل کنید اصلا بر نگردید به ۲۰ میلیون میارزه !!
میم گفت:
اضافه شده ۴م خرداد ۱۳۸۶ at ۱۸:۰۲سلام
بابا من بورسیه وزارت علوم هستم. دانشجوی PhD. واسه ارائه مقاله میخواستم برم بیرون. قانون وزارت هست و فرم های مخصوصی داره که دانشگاه منو ضمانت کنه. ولی این دانشگاه خراب شده که اسمشو نمیارم این کارو نکرد! یعنی قانون وزارت علوم رو قبول نداره!
لعنت به این … که زندگی ما رو تباه کرد.
سعید گفت:
اضافه شده ۵م خرداد ۱۳۸۶ at ۲:۱۸من نمی تونم مانی!
خسته شدم , دیگه تحمل ندارم…
آخه تا کجا؟ تنهایی نمی شه دووم آورد.
)):
مهدی گفت:
اضافه شده ۸م تیر ۱۳۸۶ at ۱۷:۳۹سلام واقعاً ناراحت و متاسف شدم البته نه برای شما چون شما تلاشتون کردید و مطمئنم که ادامه میدید. من برای اونهایی که جلوی شما هستند متاسفم چون درک این مسائل رو ندارند.
نمیدونم چطور به شماها بها نمیدن اونوقت میخوان کسائیکه با زحمت خودشون اون ور موندن بر گردن جهنم.
عادل گفت:
اضافه شده ۲۲م تیر ۱۳۸۶ at ۱۲:۳۴سلام
مطلب رو خوندم
بهتره به دنبال دلالهای جذب نیروی انسانی مغزهای متفکر در ایران بگردید. اونها می تونن کمکتون کنند.فقط قبلش باید بعضی مسائل اخلاقی و احساسی خودتون رو حل کرده باشید.
اون دلالها رو دوروبر جشنواره خوارزمی می توانید پیدا کنید .
ضمنا اگر دل شیر دارید می تونید خودتون رو با زنجیر زیر ماشینهای ترانزیت ببندید.
ولی راحل ساده رفتن به خدمت نظام وظیفه و حل این معضل است مثل من و بعد می توانید با خیال راحت روزمه به هر سفارتخانه که خواستین بدید و سلام موافقیت…
اکبر گفت:
اضافه شده ۲۰م مرداد ۱۳۸۶ at ۰:۱۵بابا خیلی دلتون خوشه . به خدا اینا زره ای از کثافت کاری این عوضی ها هم نیست . بابا ما هیچ چیزمون روی اصول نیست . مگه غیر از اینه که عربها دارن با ۴ تا چاه نفت پادشاهی می کنند و ما با ۱۰ چیزه اضافه تر مثله گدا ها می مونیم تو دنیا ؟؟؟
ما نی جان به نظر من فقط انژی خودتو برای پیدا کردن یه پارتی بزار . من ته دلایلی می دونم که این کار فقط با پارتی حل میشه
البته حالا که دیگه گذشت و رفت زیاد بش فکر نکن مشکل زیاده شما سعی کن هر کجا می ری یه پارتی پیدا کنی
akbar گفت:
اضافه شده ۲۰م مرداد ۱۳۸۶ at ۰:۲۶بابا خیلی دلتون خوشه . به خدا اینا زره ای از کثافت کاری این عوضی ها هم نیست . بابا ما هیچ چیزمون روی اصول نیست . مگه غیر از اینه که عربها دارن با ۴ تا چاه نفت پادشاهی می کنند و ما با ۱۰ چیزه اضافه تر مثله گدا ها می مونیم تو دنیا ؟؟؟
ما نی جان به نظر من فقط انژی خودتو برای پیدا کردن یه پارتی بزار . من ته دلایلی می دونم که این کار فقط با پارتی حل میشه
البته حالا که دیگه گذشت و رفت زیاد بش فکر نکن مشکل زیاده شما سعی کن هر کجا می ری یه پارتی پیدا کنی
Mahboobeh گفت:
اضافه شده ۱۰م شهریور ۱۳۸۶ at ۱۶:۴۴salam hosein jan
vaghean narahat shodam vaghty in mataleb ro khoondam
adam delesh baraye khodesh misooze ke iranie
motmaen bash ke hame arezooie movafaghiate shoma ro daran. khosoosan man
baratoon 2a mikonam. chon kare digeyi azam bar nemiad. ama mitoonestam darigh nemikardam
faghat kam nayarid. motmaenan khoda khodesh ye tori masaelo hal mikone… ta bad
Hossein گفت:
اضافه شده ۱۷م مهر ۱۳۸۶ at ۱۶:۱۲اصولا چرت ترین جایی دنیا این نظام وظیفه است. به من گفتن وقتی دانشگاه قبول شدی این فاصله ۲۰ روز تا شروع ترم رو باید بیایی بری اموزشی …بعدشم تجدید دوره میشی !!!!
مهرداد گفت:
اضافه شده ۱م آبان ۱۳۸۶ at ۳:۳۲ایشالا مشکلتون هل بشه . تو ایران هم آدم زحمت کش است و هم آدم مفت خور.
hassan گفت:
اضافه شده ۶م آبان ۱۳۸۶ at ۱۶:۳۵baba ziyad khodetono narahat nakonin age gharar bod kasi sang joloye paye mard nandaze ke mardi sakhte nemishod.
hiam گفت:
اضافه شده ۲۱م آذر ۱۳۸۶ at ۲۰:۰۱salam midoonam bara biroon oomadan az en mamlekat ay booghalamoo 100 rang shi dar har hal khoshhalam manam hala vase ma ziyad sakh nabood choon ma khedmat moghaddas allafi o nadashtim kholasash enke age oomadin canada betoon khosh amad migam/hiam/mechanic
محمدعلی گفت:
اضافه شده ۱۸م فروردین ۱۳۸۷ at ۸:۲۱ای بابا
ما هم همینطور بودیم. اون سال که می خواستیم بریم مسابقات ربوکاپ آخرش از سد نظام کثیفه نتونستیم رد بشیم. باز خوبه شما دانشگاه سراسری بودید و توی وزارت علوم خرتون می رفت. ما بدبدخت های دانشگاه آزاد که دانشگاه آزاد حتی حاضر نشد یه نامه برای نظام کثیفه بده که ۱۵ میلیون نقد ازمون نگیرن. ما هم که نداشتیم. نشد که بریم.
سعید گفت:
اضافه شده ۵م خرداد ۱۳۸۷ at ۱۹:۱۱سلام.واقعا متاسفم مانی جان.من موندم که چرا برا رفتن به یه کشور دیگه باید xمیلیون وثیغه بذاریم.از اون طرف میگن ما با جهان میخوایم ارتباط برقرار کنیم از این طرفم که این کارا میکنن.هرچی بدبختیه ماله ماهاس که تو این خراب شدهایم.یه سوال؟اگر کسی معافیت پزشکی داشته باشه نمیتونه کاره دولتی انجام بده؟