طلوع
چه بی چراغ و به ناروا،
راه بر عبور علاقه می بندند …
بگو…
بگو به باد :
که ما با آفتاب زاده شدیم،
وبا آفتاب طلوع خواهیم کرد …
پست شده در جمعه ۲۳م آذر ۱۳۸۶ @ ۱۸:۳۷ تحت رسته یادداشت های پراکنده.
چه بی چراغ و به ناروا،
راه بر عبور علاقه می بندند …
بگو…
بگو به باد :
که ما با آفتاب زاده شدیم،
وبا آفتاب طلوع خواهیم کرد …
Entries (RSS) and Comments (RSS)
61 queries. 0.847 seconds.
ناشناس گفت:
اضافه شده ۲۴م آذر ۱۳۸۶ at ۲:۴۱من اینجا بس دلم تنگ است وهر سازی که می بینم بد آهنگ است
بیا ره توشه برداریم، قدم در راه بی برگشت بگذاریم
***
که می گوید بمان اینجا؟
که پرسی همچو آن پیر به درد آلوده ی مهجور
خدایا به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده ی خود را؟
بیا ره توشه برداریم، قدم در راه بی برگشت بگذاریم…
Cleo گفت:
اضافه شده ۲۳م دی ۱۳۸۶ at ۹:۱۲گرچه شب تاریک است، دل قوی دار….