باز هم بیتفاوت باشیم …
نمی دونم داستان قبولیهای کنکور سراسری امسال رو شنیدید یا نه. اتفاقی که امسال افتاده این هست که بنابر مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی طرحی عملی شده به نام طرح بومی سازی (این مصاحبه رو ببینید) که بنابراین طرح درصد زیادی از ظرفیت دانشگاههای ایران به دانشجویان بومی تعلق می گیره. اجرای این طرح باعث شده تا دانشجویان شهرستانی و یا مناطق محروم که دارای رتبههای بسیار خوبی تو کنکور هم بودند نتونند مثل سالهای قبل در رشتههای خوب تو دانشگاههای تهران و دیگر شهرهای بزرگ ایران قبول بشن و بیشتر ظرفیت این رشتهها از دانشجویان بومی که (شاید) دارای رتبه علمی پایینتری بودند پر بشه. وضعیت وقتی وخیمتر شده که بسیاری از دانشجویانی که رتبههای خوبی داشتند، بنابر تجربه سالهای گذشته قبولی خودشان رو تو یک رشته بدیهی فرض کردند و تو انتخابهای بعدی سرسری عمل کردند، درنتیجه یا با قبولی حیرتآوری مواجه شدند یا اینکه اصلا قبول نشدند.
به نظر می آد دلیل این طرح تبعیضآمیز، در کشوری که امکانات آموزشی به شدت ناهمگون پخش شده، بیشتر سیاسی باشه تا چیز دیگه. ترس حاکمیت از نقشآفرینی جنبش دانشجویی در تحولات آینده اونها رو وادار کرده تا دست به نوعی آپارتاید بین مردم ایران بزنند (که البته پس از آپارتاید جنسیتی دومین مورد هست). تحلیل نویسنده وبلاگ گوشزد به این موضوع مورد تایید من هم هست:
علت این امر بومی سازی دانشگاهها ذکر شده است که بر اساس آن بیش از هشتاد در صد سهمیه های دانشگاه به متولدین همان استان تخصیص می یابد و بهانه این کار نیز کمبود بودجه برای احداث خوابگاه و تغذیه داشجویان غیر بومی است. اما به نظر من مشکل چیز دیگری است. این دانشجویان شهرستانی هستند که در خوابگاه ها بحث و اعتراض می کنند وگرنه دانشجویان بومی نه در خوابگاه جمع می شوند و نه چندان تبادل افکار می کنند و هر گونه اعتراض احتمالی آنان نیز توسط خانواده های عمدتا محافظه کارشان کنترل می شود.
خانوادههای ایرانی سالها در مقابل خواستهها، سوالها و اعتراضات فرزندان خودشون در مورد وضعیت نابهسامان سیاسی/اقتصادی/اجتماعی کشورشون این عبارات رو به کار بردند که بابا به من و تو چه؟ فلان چیز که پدرومادر نداره! نذار کلهات بوی قرمهسبزی بگیره، سعی کن گلیم خودت رو از آب بکشی و ازین حرفا. بیتفاوتی که به این صورت در جامعه نهادینه شده باعث میشه که کسی هیچ وقت فکر نکنه که اصلا نظارت یعنی چه، اطلاع رسانی به موقع به چه معنی هست و مسئولیت در مقابل مردم کجا تبیین میشه … در ضمن کسی هم دیگه نمی پرسه که وقتی نفت و گاز (به عنوان منبع اصلی درآمد ایران) یه جای دیگه استخراج میشه چرا همه امکانات باید جای دیگه توزیع بشه.
نتیجه طبیعی این بی تفاوتی این خواهد شد که حاکمیت میتونه با حاشیه امنیت فراوان هر قانونی رو تصویب کنه و هر جوری که خواست اون رو اجرا کنه، حالا این وسط هر کسی متضرر بشه، به درک!
در این قضیه طیف وسیعی از خانوادههای ایرانی دارند چوب بیتفاوتی خودشون رو میخورند، حالا که برای اعتراض به سازمان سنجش مراجعه می کنند، با قیافههای حق به جانبی مواجه می شن که در پاسخ اعتراضهاشون به راحتی می گن : قانونیه که شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب کرده! می فهمی آقا؟ قانون!
شاید این قضیه تلنگری بشه برای خانوادههای متضرر که از خودشون بپرسند، راستی، ما چه جوری می تونیم بر قوانین شورای عالی انقلاب فرهنگی نظارت کنیم؟ چه کسی می تونه از حق ما در مقابل سازمان سنجش دفاع کنه؟
پینوشت ۱: این طرح معکوس طرح سهمیهبندی منطقهای نیست. به این معنی که از امسال تهران و اصفهان با اینکه هر دو در منطقه ۱ هستند، دارای سهمیههای بومی مختص به خود خواهند بود.
پینوشت ۲: از نظر من هر نوع سهمیه بندی در کنکور باید برداشته بشه. ولی به شرط اینکه قبل از اون هر منطقه از ایران صاحب ثروت خودش باشه و همه منابع مالی در چند شهر بزرگ صرف نشه.
در همین رابطه:
- بومیسازی یا خنثیسازی؟
- آپارتاید علمی را متوقف کنید!
- انتقاد استاد دانشگاه صنعتی شریف از طرح بومی سازی
- تجمع داوطلبین کنکوری در مقابل مجلس
- حق کنکوری ها ضایع شده است
- معترضین در شیشه ای سازمان سنجش را شکستند
- بومی گزینی و استعدادهای غریب
- انتقادات نمایندگان به طرح بومی سازی در کنکور امسال
- عدالت در شعار؛ آپارتاید در عمل!
افزونه وردپرس فارسی نگارش ۴.۱